الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
292
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
مسلمانان در اين قسمتها به ويژه پس از ترجمهء كتابهاى يونانى ، بيشتر حال شخص اوّل را پيدا كردند و در حواشى الهيّات در راههاى بىپايانى به راهپيمايى افتادند و در مقام درك و دانستن مباحثى برآمدند كه يا بشر از فهم حقيقت آن مسائل عاجز است و يا اينكه به دانستن و اعتقاد به آن تفصيلًا و بلكه در بعضى موارد اجمالًا مكلّف نبودند . در نتيجه مسلمانان سرگرم علوم و بحثهايى شدند كه نهتنها اغلب به درد دنياى آنها نمىخورد و گرهى از مشكلات دنياييشان را نمىگشود بلكه براى آخرت آنها و فهم اصول اساسى اسلام و مواهبى كه اسلام به بشر داده است نيز سودمند نبود . در عصر بنىعبّاس مدارسى در بغداد و نيشابور و ساير نقاط ساخته شدند كه مستقيماً تحت نظر حكومت بودند و در آنها بازار بحث و جدل گرم بود ، ولى اين تلاشها و صرف وقتها بىثمر ماند زيرا بيشتر اشتغالات علمى علما به مسائلى مثل بحث كلام و خلق قرآن منحصر شده بود . خلفاى بنىعبّاس هم به نوبت كه روى كار مىآمدند ، يكى طرفدار اين و ديگرى حامى آن بود و در نتيجه افكار مردم و بلكه قدرت قواى اجرايى و نظامى هم صرف تأييد نظرى مىشد كه خليفه آن را به جهات سياسى و غيرسياسى مىپذيرفت ، در حالى كه فردا كه خليفهء ديگرى روى كار مىآمد نظر ديگرى تحميل مىشد . در نتيجه انقلاب جهانى اسلام متوقّف گرديد و اشاعره و معتزله ميداندار شدند و در اين ميان اگر پرتو علومى كه از مدرسهء اهل بيت به جهان اسلام - علىرغم مخالفتهاى شديد عمّال حكومت و حبس و شكنجهها و قتل و آوارگىهاى شاگردان مكتب اهل بيت - مىتابيد نبود ، اسلام و معارف آن به كلّى دگرگون مىگشت ، و اين امّت از بيدارى و اداى رسالت اسلام محروم مىشد ، و ضلالتهاى